خرید بک لینک
در این هوای رهایی نفسی نیستز مرگ بیابان خار و خسی نیست مژده ای مرغ گرفتار هراسانآزاد بیا و ببین که قفسی نیست علت تصویر من درآینه خودممفهمیدی گفت خودمم کسی نیست هر که به اندازه پولش آش خوردچونکه درحلیم هیچ عدسی نیستبه معیار جهان هیچ نگیرم اندازهٔتا درکوی موازی پیش وپسی نیستهراسان شده این گیتی ز گرا

برچسب: نویسنده: حامد اسماعیلی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 17:22

تا من وما کردیم مارفت ومن ماندم
این چنین آواره بهر وطن ماندم
تا در کوی دلبر شور شیرین می فتد
چون شور فرهاد. تیشه بر تن ماندم
کشور ویران شده ام، به مجازات شهری
چون ارتش باهوشی زفرمان بدن ماندم
#سعیداعظامی

برچسب: نویسنده: حامد اسماعیلی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 17:22

تآوای برآمده از گلو ز حنجره, بود نم نم باران دلم گروصدگره بودتاهوای لبم بر لب شیشه نشستهرچه بوسیدم من لب پنجره بودای ساحل دریای من طوفان چراگذر کن که این پل پایمال دره بوداز ما طلب چه میکنی، ای امیدعقربی که ماراگشت هزار ذره بودتبر خود میزند ریشه خویش رایاگوشت درختی ک زدندان اره بودپایم به کار نیست،

برچسب: نویسنده: حامد اسماعیلی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 17:22

صفحه بندی